50 روز دوست داشتنی
دخترک عزیزم امروز میخوام یه خورده برات بنویسم، البته اگر اجازه بدی نفسم
الان در خواب ناز تشریف داری فدات بشم سحرخیزکم که ساعت 6 صبح بیدار شدی و الان تازه خوابت برد، روز به روز خواستنی تر میشی، عاشق آویز گهوارت شدی، دیگه کم کم برامون میخندی و خیلی تنها بمونی حوصله ات سرمیره و صدامون میکنی، از باباجون بگم که دیوانه بار دوستت داره و وقتی از سرکار میاد با اینکه خسته است کلی باهاتون بازی میکنه و شما هم حسابی دلبری میکنی نازدونه من،داشتنت خیلی لذت بخشه، از خدا میخوام همه منتظرها این روزهای شیرینو تجربه کنن،
عاشق نگاه نازتم عزیزم، فقط نمیدونم موقع عکس انداختن چرا سرتو کج میکنی و یه سمت دیگه رو نگاه میکنی و با کلی داستان ازت عکس میگیریم،توپست بعدی عکسهاتو میذارم
راستی اینم بگم ساعت بیدارت صبح ها و اول شب هست و نهایت تا 12 شب بیداری و بعدش میخوابی و فقط شکمو تشریف داری و راه به راه شیر میخوای ومنم با جون دل شیرت میدم، دیگه دل درد و نفخ هم داری که با قطره کولیکز بهتر میشی
عاشقانه دوستت دارم زندگی مامان و بابا




50 روز دوست داشتنی 

